محمد ابراهيم آيتى

553

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

خدا خبر داد ، رسول خدا علىّ بن أبى طالب و « زبير بن عوّام » [ 1 ] را فرستاد ، و به آنان فرمود : رهسپار شويد ، و در فلان مكان زنى خواهيد ديد كه نامه‌اى همراه دارد ، نامه را از وى بگيريد و بياوريد . « على » و « زبير » به امر رسول خدا رهسپار شدند و در همانجا كه رسول خدا گفته بود زنى را ديدند كه رهسپار مكّه است ، او را فرود آوردند و در جستجوى نامهء « حاطب » برآمدند ، امّا چيزى نيافتند . على - عليه السلام - به او گفت : به خدا قسم رسول خدا دروغ نگفته است ، و ما هم دروغ نمىگوييم ، يا خود نامه را به ما ده و يا زير جامه‌هايت را تفتيش مىكنم . پس گفت : كنار برويد و سپس موهاى خود را باز كرد و نامه را از لابلاى آن درآورد و داد . حاطب گنهكار چون على - عليه السلام - نامه را به مدينه آورد و به رسول خدا داد ، رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - « حاطب » را خواست و به او گفت : چرا چنين كردى ؟ گفت : خدا مىداند كه من مسلمانم و از دين برنگشته‌ام امّا خانوادهء من در مكّه در ميان قريش‌اند و داراى عشيره و قبيله‌اى هم نيستم ، خواستم از اين راه بر قريش حقّى پيدا كنم . در اين موقع يكى از صحابه گفت : بگذار گردن اين منافق را بزنم . رسول خدا او را به سكوت امر فرمود . دربارهء « حاطب » كه با دشمنان خدا و رسول دوستى كرده بود آياتى از جانب خداوند نزول يافت و مردم با ايمان را از دوستى با دشمنان خود و خدا برحذر داشت ، همان دشمنانى كه به دين مبين اسلام كافر شده و پيامبر و مسلمانان را به جرم آن كه به خدا ايمان آورده‌اند از مكّه بيرون كردند ، و مسلمانان را توجّه داد كه اگر در راه خدا جهاد مىكنيد و براى خوشنودى او رهسپار مىشويد ، ديگر دوستى و ارتباط محرمانه با دشمنان او چه معنى دارد ، با آن كه خدا به آنچه پنهان يا آشكارا انجام مىدهيد از خودتان داناتر است . و هر كس از شما چنين كارى انجام دهد از راه راست منحرف شده است [ 2 ] .

--> [ 1 ] - طبقات : على و مقداد بن عمرو ( ج 2 ، ص 134 ، چاپ بيروت ، 1376 . م . ) . [ 2 ] - به آيات 1 - 4 ، و نيز آيات ديگر سورهء ممتحنه رجوع كنيد .